نوشته ای برای همه کس و هیچکس...
-
تاریخ: 1405/5/31 ساعت: 3:39
ما ، به اصطلاح فلاسفه ! بر خلاف آنچه مردم میپندارند ، آنقدر آزاد نیستیم که جسم و روان و جان خود از هم تفکیک کنیم ! چرا که در کل ، ما به چیزی معتقد نیستیم .... ما قورباغه های خونسرد و زبان درازی نیستیم . برای ما زیستن یعنی تبدیل پیوسته ی آنچه که هستیم و آنچه که به ما مربوط میشود به مغاک .. غریزه ی زن...
غروب
-
تاریخ: 1405/5/31 ساعت: 3:39
هنگام .................. که گریه می دهد ساز . آن دود سرشت ،،، ابر بر پشت هنگام .................. که نیل چشم .... دریا از خشم به روی می زند مشت ! آن دیر سفر .. که رفت از من غمزه زده .. عشوه ساز داده دارم به بهانه های مانوس تصویری از او .. به بر گشاده .... لیکن چه گریستن .. چه طوفان خاموش شبی ست .......
نقطه سر خط
-
تاریخ: 1405/5/31 ساعت: 3:39
چقدر نبودم ...و اکنون تهی از خویش با کوله باری خاک خورده ولی خالی قلم ناتوانی خود را می فرسایم ......غروب ناخواسته ، پرایزنر به گوشم خورد و فهمیدم که چقدر دور شدم . چقدر دور شدم ..از آنچه که دوست داشتم ، از خودی که لذت میبردم .فاصله ی میان خودی و بیخودی فقط یک موزیک بود . احمقانه ست 11 سال فاصله داش...
-
تاریخ: 1405/5/31 ساعت: 3:39
...... کوهِ قاف ، حِجاب تاریکی است چاهی دارد که خورشید در آن می خوابد لانه ی سیمرغ است و حافظِ آتش زرتشت .. آنجا پرگارِ حیات است ! ولی میگویند کوهِ قاف ، جِن دارد زشت و خودکامه ، تشنه ی خون یاغی و غارتگر ، خون میخواهد ! اما دروغ می گویند کوهِ قاف ، نهایتِ انسان است عاقبتِ خوبی هاست گواهِ قافله ست در...
......
-
تاریخ: 1401/11/8 ساعت: 14:12
کوهِ قاف ، حِجاب تاریکی استچاهی دارد که خورشید در آن می خوابد لانه ی سیمرغ است و حافظِ آتش زرتشت ..آنجا پرگارِ حیات است !ولی میگویند کوهِ قاف ، جِن داردزشت و خودکامه ، تشنه ی خون یاغی و غارتگر ، خون میخواهد !اما دروغ می گویند کوهِ قاف ، نهایتِ انسان استعاقبتِ خوبی هاستگواهِ قافله ست در سکوتِ روستاصر...
نقطه سر خط ....
-
تاریخ: 1401/4/9 ساعت: 4:23
چقدر نبودم ...و اکنون تهی از خویش با کوله باری خاک خورده ولی خالی قلم ناتوانی خود را می فرسایم ......غروب ناخواسته ، پرایزنر به گوشم خورد و فهمیدم که چقدر دور شدم . چقدر دور شدم ..از آنچه که دوست داشتم ، از خودی که لذت میبردم .فاصله ی میان خودی و بیخودی فقط یک موزیک بود . احمقانه ست 11 سال فاصله دا...
اعتقاد .....
-
تاریخ: 1397/11/16 ساعت: 16:48
مذهب ، اصولاً در زمینه های منفی اعم از فریب و تزویر و جهالت و دگماتیسم ، رشد می یابد و سخت جانی و تحکم ایمان و باورهای مذهبی ، ناشی از همین زمی
خدا ....
-
تاریخ: 1397/11/16 ساعت: 16:48
خدایان کهن مدتی پیش مرده اند و در حقیقت این یک مرگ خوب و لذت بخش برای ایشان بود ! مرگ آنان چنان نبود که تا صبحدم جان بکنند ! برعکس آنها به یکباره
نوشته ای برای همه کس و هیچکس ... !
-
تاریخ: 1397/11/16 ساعت: 16:48
ما ، به اصطلاح فلاسفه ! بر خلاف آنچه مردم میپندارند ، آنقدر آزاد نیستیم که جسم و روان و جان خود از هم تفکیک کنیم ! چرا که در کل ، ما به چیزی معتقد نی
غروب .....
-
تاریخ: 1397/11/16 ساعت: 16:48
هنگام .................. که گریه می دهد ساز . آن دود سرشت ،،، ابر بر پشت هنگام .................. که نیل چشم .... دریا از خشم به روی م
................
-
تاریخ: 1396/4/19 ساعت: 21:36
همينجام . جاي ديگه اي نيستم . در سن و سالي كه بايد پيشرو افكار گذشته ام باشم .. در حال مكاشفه ي حواشي و اكناف خودم ! + تاريخ یکشنبه بیست و پنجم فروردین ۱۳۹۲ساعت 20:14 نويسنده مـــانـــی فـــــرنــــود |
دست نوشته هاي خوني ...........
-
تاریخ: 1396/4/19 ساعت: 21:36
خيلي نوشتم . اما همه اش را پاك كردم . از خودم بدم مي آيد وقتي از استحاله هاي خودم مينويسم . افتاده ام به سكسكه ... زير دندانهايم حرفهاي پوسيده اي هست كه با گفتنش ، فقط رغبت زندگي را در خود ميكا
ديركردي براي شر و ور گويي ..............
-
تاریخ: 1396/4/19 ساعت: 21:36
روزمرّگي ........... كمتر كسي رو ميشناسم كه روزمرگي نكنه . كار ميكنه براي بيكار نبودن . نفس كشيدن . خوردن و ريدن و خريدن . و اگه چيزي ته حقوقش موند ؛ ميره الواتي و عشق و حال . فكر ميكنم كه ما آدمها ؛ آنقدر ك
استحاله .......................
-
تاریخ: 1396/4/19 ساعت: 21:36
حالا میتوانی برگردی .. و بنگری میان گودی چشمانم و پلک های نیمه افتاده ام که تصویر تو را خواب می بینند ! اگر بخواهی چشمانم را دست فروش میکنم پاهایم را در خیابان جا میگذارم د
تکرار ...............
-
تاریخ: 1396/4/19 ساعت: 21:36
بزرگترین دغدغه فکری دوران جهالتم این بود که قبل از هستی , نیستی وجود داشته یا هستی فعلی زاده ی هستی بزرگتر و ماورائی دیگری بوده که باز خود زاده ی هستی بزرگتری دیگر و شاید نیستی باشد و به همین منوال به عقب تر ..... و عقب تر گاوهای
مانی ...........
-
تاریخ: 1396/4/19 ساعت: 21:36
بدوا" از دوستانی که بدون درج نام و آدرس , پیام خوب و بد میگذارند میخواهم که دیگر تکرار نکنند . علاقمندم که بدانم دوست و دشمنم ( اگر در حد داشتن دشمن باشم ) چه کسانی هستند . شاید باب آشنایی باز شود. سپاس از همراهانی که علیرغم بی میل
خدا
-
تاریخ: 1396/4/19 ساعت: 21:36
انسان , در باب والاترین و عالی ترین ارزش ها و کمالات و دست یافته ی خود , آنچنان احساس قطعیت کرد و آنرا نهایت خرد خود پنداشت , که گویی امری پیشین و تکاملی قطعی از گذشته بوده است . و در این بین , خدا , به عنوان یک حقیقت مفروض و در اوج
اشتباه .....
-
تاریخ: 1396/4/19 ساعت: 21:36
من اشتباه نبودم ... راهم بد نبود .... اما برای من نبود !!! برای دیگری بود .... سعی کردم برای من باشد ولی هم راه کسی دیگر را تصرف کردم و هم خود بعد از اینهمه سال .... دیدم که این راه برای من نبود .........
حماقت هستی بخش
-
تاریخ: 1396/4/19 ساعت: 21:36
آنکس که خود را عمیق می پندارد ، تلاش می کند که واضح و شفاف باشد. آنکس که دوست دارد در نظر توده ی مردم عمیق نشان دهد ، خود را مبهم و کدر می نماید ! این مردم عوام ، کف هرجایی را که نتوانند ببینند ، عمیق می پندارند و سعی در